اگر تاریخ سینمای جهان را مرور کنیم می بینیم که تعداد شخصیت های اصلی مرد بسیار بیش تر از زنان است. بعضی ازفمینیست ها دلیل این موضوع را نگاه مرد سالارانه تهیه کنندگان و نویسندگان می دانند، برخی هم معتقدند تعداد بالای نویسندگان مرد دلیل این معضل است چرا که این افراد معمولا نسبت به جنسیت خود هم ذات پنداری و شناخت بیش تری دارند، عده ای هم می گویند به طور کلی قهرمان های مرد در نظر مخاطبان مقبولیت بیش تری دارند و دست آخر هم برخی معتقدند آمار بالای مخاطبان مرد نسبت به زنان عامل این مساله است. به هر حال، دلیل هر چه که باشد ما با این واقعیت هم در سینما و هم در بازی روبه رو هستیم. تعداد قهرمانان زن در بازی های کامپیوتری قابل مقایسه با تعداد مردان نیست. البته معدود اسامی مثل «جیل ولنتاین» در Resident Evil 3 وجود دارد، ولی باز هم در نسل هفتم بود که تعداد شخصیت های اصلی زن افزایش نه چندان چشم گیر ولی امیدوار کننده ای داشت.

اگر تاریخ سینمای جهان را مرور کنیم می بینیم که تعداد شخصیت های اصلی مرد بسیار بیش تر از زنان است. بعضی ازفمینیست ها دلیل این موضوع را نگاه مرد سالارانه تهیه کنندگان و نویسندگان می دانند، برخی هم معتقدند تعداد بالای نویسندگان مرد دلیل این معضل است چرا که این افراد معمولا نسبت به جنسیت خود هم ذات پنداری و شناخت بیش تری دارند، عده ای هم می گویند به طور کلی قهرمان های مرد در نظر مخاطبان مقبولیت بیش تری دارند و دست آخر هم برخی معتقدند آمار بالای مخاطبان مرد نسبت به زنان عامل این مساله است. به هر حال، دلیل هر چه که باشد ما با این واقعیت هم در سینما و هم در بازی روبه رو هستیم. تعداد قهرمانان زن در بازی های کامپیوتری قابل مقایسه با تعداد مردان نیست. البته معدود اسامی مثل «جیل ولنتاین» در Resident Evil 3 وجود دارد، ولی باز هم در نسل هفتم بود که تعداد شخصیت های اصلی زن افزایش نه چندان چشم گیر ولی امیدوار کننده ای داشت.

بدون تردید هر جا سخن از قهرمانان زن باشد، «لارا کرافت» از سری Tomb Raider از اولین اسامی ست که به ذهن می آید. «لارا» از سال ها پیش معرفی شد و به حیات خود ادامه داد. ولی با نسل هفتم جهشی چشم گیر در شخصیت او به وجود آمد. «کریستال داینامیکس» مسئولیت ساخت آن را بر عهده گرفت و اولین کاری که انجام داد؛ طراحی یک چهره و فیزیک متفاوت، تازه و جذاب بود. در شماره «لارا»، پرداخت شده تر از قبل بود، ولی هم چنان همان دختر جذاب، دل ربا، باهوش و بزن بهادری بود که نمونه هایش را در فیلم های هالیوودی بارها دیده ایم. با Tomb Raider 2013 بود که «کریستال داینامیکس» ده پله را با هم برداشت و انقلابی در این سری ایجاد کرد. حالا با یک «لارا» ی درد کشیده و باورپذیر طرف بودیم. یک شخصیت به معنای واقعی کلمه. کسی که از خامی به پختگی می رسید، تجربه کسب می کرد. هدف و انگیزه مشخص و درستی داشت. TR 2013 برای سازندگان بازی یک راه بی بازگشت است. آن ها دیگر نمی توانند از پله دهم پایین بیایند. «لارا»ی بعدی باید کامل تر ازچیزی باشد که الان می شناسیم. نکته مهم این است که کامل ترین «لارا کرافت»، آخرین «لارا کرافت» است. این جا هم همان مسیر پیشرفتی که در بحث «بایوشاک» صحبت کردم؛ دیده می شود.
یکی دیگر از قهرمانان زن این نسل، «شل» از بازی Portal است. البته به سبک بازی های استودیوی Valve، این جا هم قهرمان داستان هیچ گاه صحبت نمی کند و برای کسب اطلاعات بیش تر در مورد او؛ باید خودتان دست به کار شوید. ولی «شل» هم هم چون «فریمن» بیوگرافی مشخص و حساب شده ای دارد. «شل» در قسمت اول Portal 1، نمونه آزمایشگاهی است برای تست اسلحه و تحقیقات شرکت مرموز Aperture. زن بودن «شل»، ضعیف بودن و بی پناه بودن او را بیش تر باورپذیر می کند. در Portal 1 تنها دو شخصیت داریم: «شل» و هوش مصنوعی کنترل کننده ای به نام «گلادوس» که آن هم مونث است. در واقع در بازی ما با یک جنگ زنانه طرف هستیم. اگر یکی از این دو مرد بود؛ تعادل و هارمونی که در حال حاضر براین بازی حاکم است، برهم می خورد. Portal 1 فکر می کنم زنانه ترین بازی تاریخ باشد! باوجود این که در قسمت بعدی چند شخصیت فرعی اضافه شد ولی هم چنان قهرمان و ضد قهرمان داستان، «شل» و «گلادوس» هستند. این طور که پیداست شرکت Aperture بازی Portal و شرکت Black Mesa سری Half life، هر دو در یک دنیا هستند. اصلا در پایان اپیزود دوم HL2، «فریمن» و «آلیکس» قصد سفر و بازدید از یکی از کشتی باری شرکت Aperture را داشتند. این دو بازی قطعا تداخل بیش تری یا یکدیگر خواهند داشت و تقابل «شل» و «آلیکس» دیدنی خواهد بود.

در بازی Mirror’s Edge، قهرمان خوب دیگری در این نسل معرفی شد. کلا ME یکی از نامتعارف ترین بازی های این نسل بود و همین غرابتش ساخت قسمت بعدیش را این همه مدت عقب انداخت. بازی درباره دختر پارکوربازی به نام «فیث کانرز» است که در کشوری با نظام سرکوبگر وظیفه رساندن نامه های گروه های مخالف را بر عهده دارد. دختری جوان، چابک و مبارز که احساس مسئولیتی که نسبت به خواهرش داشت، بازی را وارد مسیر داستانی جدیدی می کند. «فیث کانرز» هم یکی از آن دختران سرسخت و مبارزی است که بدون کمک مردان می تواند گلیم خودش را از آب بیرون می کشد. کلا این ویژگی در مورد اکثر شخصیت های زن بازی دیده می شود. چرا که بازی ها معمولا اکشن هستند و روحیه مبارزه طلبی و سرسختی باید در شخصیت هایش وجود داشته باشد. نکته جالب درمورد «فیث» این است که بر خلاف بقیه شخصیت های زن، هیچ ظرافت زنانه و جاذبه جنسی در او دیده نمی شود. اندام لاغر و پسرانه او هیچ شوری در هیچ کسی برنمی انگیزد، چه برسد به این که بازی FPS باشد او او اصلا دیده نشود! از این نظر، جسارت سازندگان بازی تحسین برانگیز است.
مسلما جای شخصیت های بسیاری خالی مانده است مثل «الی» در the Last of Us که هم چنان در حال فروش است یا شخصیت فوق العاده «کلمنتاین» در the Walking Dead. ولی هدف از این مطلب فقط یک اشاره بود. سعی کردم بازی هایی را مثال بزنم که محبوب تر و قابل دسترس تر باشند. به هر حال، چیزی که مهم است این است که زن ها روز به روز نقش پررنگ تری در بازی ها ایفا می کنند. و این پیشرفت در نسل بعدی قطعا سریع تر خواهد بود. خودتان را برای زنان ماندگار آماده کنید.
سینا بحیرایی
نظرات کاربران
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید